تغذیه زنبور عسل جمعیتها در جریان سال با هدفهای متفاوتی انجام می گردد که مهمترین آنها عبارتند از

ا- جبران کمبود عسل موجود در کنار

۲- تحریک ملکه به تخمگذاری بیشتر

۳- جلوگیری از کم شدن تخمگذاری بلکه

۴- تامین غذای زمستانی

۱- جبران کمبود عسل موجود در کندو:

زمانی است که زنبوردار با باز کردن کندوها (در بهار) و یا وزن کردن آنها ماهی ۲ بار (زمستان) متوجه کمبود عسل در یک یا چند عدد از کندوهایش می شود.

در این وضع جمعیتهای جنین کندوهائی باید هرچه زودتر تغذیه کردند.

انتخاب نوع غذایی که باید به آنها داد مربوط به آنست که این حالت در چه فصلی از سال اتفاق افتاده باشد.

الف – در فاصله اوایل بهار تا اواسط آبان ماه که زنبورها می توانند پرواز کنند آنها را با یکی از شربتها بمدت اقلا ۱۵ شب و از قرار شبی نیم تا یک لیتر تغذیه می نماید

ب – در آبان و آذر و دیماه بهتر است یک الی ۲ قاب پر از عسل در داخل هر کندو کنار و وصل به خوشه زمستانی آویزان کرد.

ولی پیش از آويزان نمودن در داخل کند و باید قابها را ۲۴ ساعت و یا بیشتر داخل اتاق مسکونی که گرمایش حدود ۲۰ درجه باشد گذاشت تا عسل گرم و قابل مصرف برای زنبورها شود

ج – در بهمن و اسفند به جمعيتها خمیر شیرین می دهند. در این دو ماه اگر هدف تنها تامین کمبود عسل در کندو باشد می توان به آنها قابهای پر از عسل هم داد و اگر تصمیم تحریک ملکه به تخمگذاری است بهتر است از خمیر شیرین استفاده نمود.

۲- تحریک ملکه به تخمگذاری بیشتر = تغذیه تقویتی :

گو اینکه

مقدار و روش تخم گذاری ملکه زمان رسیدن به حداکثر آنهه شدتش هنگام شروع و پایان تخمگذاری در هر سال از خواصی ارثی ملکه نیز هست و گو اینکه همه این خواص رابطه ناگسستنی با وفور یا کمبود شهد و گرده گل در طبیعت دارند

ولی ما می توانیم با تغذیه زنبور عسل مصنوعی و بموقع جمعيت قدرت وارثی تخمگذار ملکه را تقویت نموده وادارش کنیم که هرچه زودتر (مثلا در بهمن ماه) تخمگذاری را شروع و با سرعت زیادتری به تعداد تخمهائی که هرروز می گذارد نسبت به روز پیش بیفزاید بطوریکه جمعیت در اواخر اسفندماه قوی و نیاز به طبقه دوم داشته باشید.

چنین جمعیتی در محیط مناسب و پرشکوفه سال پرعسلی را به زنبوردار نوید خواهد داد.

مهمترین تغذیه تحریکی در بهمن ماه و کمی پس از باز شدن نخستین شکوفه های بیدمشک و یا همزمان با آن با حدود دو کیلو خمیر شیرین انجام می گیرد،

خمیر شیرین را داخل کندو و روی قابها می گذارند. زیر خمیر شیرین ورودی قابها یک ورقه نایلون قرار داده می شود تا خمیر شیرین که در اثر گرمای داخلی کندو شل می شود به کف کندو نریزد. نایلون را طوری روی قابها می گذارند که تمام سطح قابها را نپوشاند تا زنبورها بتوانند به خمیر شیرین دسترسی داشته و از آن استفاده نمایند. این تغذیه بهتر است حدود ۱۵ روز بعد و بدنبالش در صورت لزوم باز هم ۱۵ روز بعدتر تکرار گردد. بعضی از زنبورداران مقداری پودر شیر بدون چربی یا آرد سویا و یا مخمر آبجو و یا بالاخره

همه اینها را نیز با خمیز شیرن مخلوط نموده آنگاه آن را در اختیار زنبور ها می گذارند تا بتوانند کمبود گرده را که در این زمان شدید هم هست تا اندازهای جبران نمایند.

این کار در صورتی صحیح است که زنبورها با خوردن آن اسهال نگیرند.

در مناطق سرد کشور

در ماههای بهمن و اسفند تغذيه جمعيت وسیله هیچ یک از انواع شربتها قابل توصیه نیست

زیرا تغذیه زنبور عسل

بدلیل سرمای هوا در شوشه زمستانی بوده و قادر به استفاده از آن نیستند. گذاشتن قابهای عسل در داخل کندو هم در این ۲ ماه کار جالبی نیست و ما را به هدفی که داریم نزدیک نمی کند. چون ملکه باید به مدت نسبتا زیاد و همه روزه حس کند که مرتب بار از خارج وارد کندو می شود تا تحریک به تخمگذاری زیادتر گردد و این تنها وسیله خمیر شیرین امکانپذیر استد، دو کیلو خير شیرین به حدود ۲ هفته وقت لازم دارد تا زنبورها آنرا از بالای قاب بداخل سلولها حمل و یا مصرف نمایند. این مدت برای گول خوردن ملکه به خیال اینکه شهد از خارج وارد کندو می شود کافی است بویژه اینکه دو هفته بعدش نیز دوباره و حتی شاید برای باز سوم نیز خمیر شیرین در اختیار جمعیت می توان گذاشت

۳- به جلوگیری از کم شدن تخمگذاری ملکه

نکته ای برای تغذیه زنبور عسل :

در جریان سال اغلب مواردی پیش می آید که زنبوردار حتی در بهار مجبور به تغذیه تحریکی بعضی از جمعیتها می شود تا ملکه بدلیل کمبود شهد و گرده گل در طبیعت از تعداد تخمهائی که در روز می گذارد نکاهد.

بدی این کار در این است که هرگاه ملکه در تخمگذاری به سیر نزولی افتاد، یعنی اگر کار به آنجا کشیده شد که تعداد تخمهائی را که هر روز می گذارد کمتر از روز پیش گردد، دیگر عوض کردن وضع و دوباره وادار نمودنش به تخمگذاری بیشتر اگر غیر ممکن نباشد مسلمأ کار بسیار مشکلی خواهد بود.

چنین حالتی معمولا زمانی پیش می آید که محیط پر از شکوفه و گل زنبورها ناگاه خالی از هر نوع گل و منبع شهد و گرده شود و از آنجائیکه در چنین وضعی مبارزه با طبیعت برایمان مقدور نیست ناچار باید به خواسته های جمعیتها توجه نموده نیازهایشانرا در بالاترین حد ممکنه رفع نمود تا راه برای ادامه فعالیتشان هموار گردد.

در نتیجه ملکه هم طبق روال همیشه به تخمگذاریش ادامه دهند و از فعالیتش نکاهد. به این منظور در دو مورد باید بیش از سایر موارد دقت داشت.

الف: پرکردن فواصل گلدهی:

در بعضی از نقاط کشورمان زمان شکوفه دادن و بدون گل بودن متناویند و این تناوب در برخی از مناطق ۲ و یا حتی چند بار تکرار میشوند بدین طریق که در یک منطقه پس از گذراندن زمستان نخست شکوفه ها باز می شوند و مدتی حدود ۲ هفته زنبورها فعالیت می کنند پس از آن ۲ تا ۳ هفاه خبری از گل و شکونه نیستش،در نتیجه زنبورها بیکار می شوند. بعد از آن شکوفه های گیاهان دیگری باز شده و زنبور ها دوباره امکان فعالیت پیدا می کنند.

بطور نمونه در گیلان و اطراف رشت معمولا حدود اواخر اسفند ماه تا ۱۰ روز پس از نوروز درختان میوه های دانه دار و هسته دار باز بوده و شهد و گرده گل فراوان دراختیار زنبورها قرار می دهند.

ولی از حدود ۱۰ فروردین تا هفته اول اردیبهشت هیچ نوع گل قابل بحثی بچشم نمی خورد.

در نتیجه این مدت را زنبورها باید با بیکاری و سرگردانی بگذرانند و طبق روال کار از آنجائیکه شهدی وارد کندو نمی شود

ملکه هم از تعداد تخمهائی که میگذارد هر روز می کاهد، معمولا هفته اول الی ۱۰ اردیبهشت گلهای مرکبات باز می شوند که دوباره جمعیت امکان فعالیت می یابد. در فاصله حدود یک ماه (۱۰ فروردین تا ۱۰ اردیبهشت) اگر زنبوردار بکمک زنبورهایش نیاید.

ملکه که معمولا می یابد درست در همین موقع شدت فعالیت باشد مجبور به کم کردن تخمگذاری گردد و جمعیت بزودی ضعیف شده نخواهد توانست باندازه کافی از مرکبات شهد بیاورد که آن را تبدیل به عسل نموده تحویل زنبوردار دهد.

با وجود همه نوع تقویت جمعیت ضعیف شده هرگز بپای جمعیتهای پر رشد که گرفتار این وضع نشده اند نخواهد رسید.

پیشگیری بهتر درمان :

در اینجا هم مثل همه کارهای زنبورداری پیشگیری بهتر و ارزانتر و موفق تر ازمعالجه است.

زنبوردار با تجربه برای کمک جمعیتها و جلوگیری از بیکاری زنبورها هر شب حدود نیم لیتر یا کمی بیشتر شربت در اختیار هر جمعیت قرار می دهد تا با استفاده از آن وسیله زنبورها ملکه ملفت کبود شهد در طبیعت نگشته و فعایتش را کم نکند.

یعنی تخمگذاریش را طبق روال عادی آنقدر ادامه دهد تاشکوفه های درختان مرکبات باز شوند.

از این ساعت ببعد خود زنبورها دیگر شربت را قبول نکرده و از گلهای درختان مرکبات شهد جمع می کنند و به کندو می آورند

انتخاب نوع شربت مربوط به سلیقه زنبوردار است، زنبورها هم در این فصل همه انواع شربتها را قبول می کند ولی همیشه بهترین شربت برای زنبورها مخلوط آب و عسل  نسبت مساوی است یعنی یک کیلو عسل و یک لیتر آب چون زنبورها آن را معمولا بدون دردسر قبول می کنند.

ب- تغذیه تحریکی پس از برداشت: پس از برداشت آخرین محصول عسل و پیش از شروع تغذیه زمستانی یعنی حدود تیرماه و مرداد ماه جمعیت را با یکی از شربتها تغذيه می کنند.

این تغذیه تحریکی گو اینکه نمیتواند مانع کم شدن تخمگذاری ملکه در این فصل گردد ولی از سرعت کم شدن آن می کاهد و در نتیجه جمعیت دیرتر ضعیف می شود.

خوبی کار در این است :

که چنین جمعیتی پائیز و زمستان را قوی گذرانده و اول بهار با قدرت و تعداد زیاد بدنبال شهد خواهد رفت و عسل زیادتری به کندو خواهد آورد چون همانطوریکه بارها گفته شد از تخمهائی که ملکه از اول شهریور ماه ببعد می گذارد زنبورهائی بوجود خواهند آمد

که پائیز و زمستان زنده مانده و حتی در اوایل بهار نیز هم در پرستاری و تغذیه نوزادان و هم در آوردن گرده و شهد نخستین کمکها را به جمعیت می کنند

تا زنبورهای بهاری کم کم تولد یافته و کارهای داخلی و خارجی کندو و جمعیت را بعهده گیرند ولی با قدرت تمام.

هدف از تغذیه تحریکی جمعیتها پس از برداشت محصول عسل نیز همین است.

بنابراین کسی که مایل است در بهار جمعیت های قوی داشته باشد باید جمعیت را در مرداد و شهریور نخست تغذیه تحریکی و بدنبالش هم تغذیه زمستانی به نحو احسن و بمقدار کافی بنماید.

برای این تغذیه زنبوردار می تواند از هریک از انواع شربتها استفاده نماید. تنها آویزان کردن قابهای پر از عسل در داخل کندو با هدف تحریکی قابل توصیه نیست.

۴- تغذیه زمستانی :

بهتر بود نامش را تغذیه زنبور عسل برای زمستان گذرانی می گذاشتم و با ۲ هدف انجام می گرد :

الف – برداشت تمام عسل موجود در هر کندو و جانشین کردنآن وسیله شربتی که با شکر تهیه می گردد. به این دلیل که

اولا زنبورعسل به همان خوبی که با عسل کافی می تواند زمستان را بگذراند. بهمان خوبی هم قادر است با شکر کافی زمستان گذرانی نماید.

ثانيا بهای هر کیلو عسل در ایران چند برابر شکر است. بنابراین به نفع زنبوردار است که تمام عسل را برداشت نموده و به عوض آن باندازه کافی شکر را بصورت شربت در اختیار جمعیتها قرار دهد.

هرگاه تعداد جمعیتها کم باشد برداشت و یا عدم برداشت عسل آنها از نظر زنبوردار اهمیت مادی چندانی ندارد ولی اگر تعدادشان مثلا ۱۰۰ عدد یا بیشتر بود در زندگی وی اثر اقتصادی زیادی خواهد گذاشت.

ب- جبران کمبود عسل موجود در کندوها به مقداری که جمعیتها بتوانند با آن پائیز و زمستان را گذرانده و حتی در اوایل بهار، تا زمان باز شدن شکوفه های درختان میوه باندازه کافی ذخیره داشته باشند.

در بازدید پائیزی

مقدار عسل باقیمانده در هر کندو را (پس از برداشت آخرین محصول) حدس زده در یک کاغذ جداگانه می نویسند. آنگاه هرچه زودتر کمبودش را وسیله شربت جبران می نمایند

در شرایط ایران مرکزی ۱۰ کیلو شکر برای زمستان گذرانی جمعیتها کافی است.

محاسبه آن بدین طریق است که اگر در بازدید پائیزی مقدار عسل موجود در یک کندو حدود ۴ کیلو حدس زده شود اگر زنبوردار نخواسته باشد که این عسل را برداشت نماید. در این حال باید با ۶ کیلو شکر شربت درست کرده در اختیار جمعیت قرار دهد که هرگاه شربت ۱ به ۱ باشد ۱ / ۹ لیتر واگر ۳به ۲ باشد و ۷/۶ لیتر شربت می شود.

هنگام تهیه شربت اگر در هر لیتر آن یک قاشق عسل اضافه نموده خوب بهم زده شوه زنبورها آنرا با میل و رغبت بیشتری برمی دارند و اگر شربت ولرم در اختیار زنبورها قرار داده شود علاقه اشان باز زیادتر خواهد شد.

مقصود از ولرم اینست که وقتی که انگشت داخل شربت گذاشته شد به زحمت آن را کمی گرم حس کند. انتخاب نوع شربت به سلیقه زنبوردار بستگی دارد ولی در پائیز شربت ۳ به ۲ بیشتر قابل توصيه استه، بهترین زمان برای دادن شربتها عصرها پس از غروب آفتاب است. چون بزودی شب شده و امکان غارت وسیله جمعیتهای قوی وجود نخواهد داشت و جمعیتها نیز معمولا شربت را تا پیش از صبح و روشن شدن هوا بر می دارند

منبع از کتاب دکتر شهرستانی تغذیه زنبور عسل

برچسب : تغذیه زنبور عسل
فهرست